X
تبلیغات
زندگی

زندگی
 
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ

صبر و شكيبائي پيشه كن كه وعده خدا حق است و براي گناهت استغفار نما و تسبيح و حمد پروردگارت را هر صبح و شام بجا آور.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 توسط bikas

أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ


آيا كساني كه مرتكب سيئات شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند قرار ميدهيم كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟ چه بد داوري ميكنند


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 توسط bikas
پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده

پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر
چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل مى كنند تسلطى نيست


فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 توسط bikas

اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ 

خدا نفس [روح، جان] مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى ستاند و [نيز] روحى را كه در [موقع] خوابش نمرده است [قبض مى كند]، پس آن [نفسى] را كه مرگ را بر او واجب كرده نگاه مىدارد و آن ديگر [نفسها] را تا هنگامى معين [به سوى زندگى دنيا] باز پس مى فرستد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه مى انديشند نشانه هايى [از معاد و رستاخیز و قدرت خدا و .. موجود] است 

لا اله الا الله
محمد رسول الله


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 توسط bikas
وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ رِزْقُهَا

هیچ جنبنده ای روی زمین نیست مگر آنکه روزیِ او با خداوند است!


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط bikas

أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ
بیشتر مردمان دانش و آگاهی ندارند ....

[اعراف187/اعراف37/انفال34/یونس55و36/یوسف:21و40و68/نحل10و38و75/جاثیه26/غافر58/سبأ28و36/روم6و30 و...]


أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ
بیشتر مردمان سپاسگزاری نمی کنند ...

[بقره243/یوسف38/یونس60/غافر61 و ...]


أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ
بیشترشان تعقل نمی کنند ....

[مائده103/عنکبوت63 و...]


أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
بیشترشان جهالت می ورزند ...

[انعام111]


بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ

بیشترشان حقیقت شناس نیستند و برای همین از حقیقت رویگردانند ...

[انبیاء24]


فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ
آیا فکر کرده اید واقعا می شنوند؟! بیشترشان در حقیقت از حقایق رویگردانند و هشدارها و بشارت های الهی را نمی شنوند ...
[فصلت4-اعراف 179 و ...]


إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ
دانشی به چیزهایی که می گویند ندارند و بیشترشان جز پیروی گمانها و خیالات نمی کنند و جز بگزاف سخن نمی گویند ....

[انعام116و148-نجم23و28-یونس66 و ...]


أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ
بیشتر مردمان ایمان نمی آورند ...

[شعراء21و103و139و158و174/ هود17/رعد1 و ...]


وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ

بسیاری از جن و انس عاقبتشان دوزخ است ...

[اعراف 179]


وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ

و خواهند گفت اگر [پند و نصایح خداوند و داعیان حقیقی الی الله را] می شنیدیم و اگر عقل خود را به کار می گرفتیم، هرگز جهنمی نمی شدیم ...

[ملک10]


أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ [بقره:67]
(موسی ع گفت:) به خدا پناه می برم از اینکه از جاهلان باشم!



(خداوند می فرماید:)

إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً

گمانها و خیالات شما را از دانستن حق هرگز بی نیاز نمی کند (باید برای شناخت حق برآیید) ...


وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
و چیزی را که بدان دانش ندارید قبول نکنید ...

[اسراء36-]

قُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً
بگو: پروردگارمن، به علم و دانش و آگاهی من بیفزا ...
[طه114]

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
(و خودت هم) بخوان به نام آن پروردگاری که آفرینش نمود (و جویای علم و سواد و فرزاندگی باش ...)

[علق:1]


أَفَلاَ تَعْقِلُونَ
آیا تعقل نمی کنید؟!

[بقره44/76-آل عمران65/انعام32/اعراف169/یونس16/هود51/یوسف109/انبیاء10و67/مومنون80/قصص 60/صافات138 و ...]


أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
آیا در قرآن به تدبر نمی پردازید؟!

[نساء82و ...]


أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
آیا ایمان نمی آورید؟! ...

[انبیاء30 ...]


فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

... پس بشارت بده به بندگانم؛ همان کسانی که سخن ها را می شنوند و بهترین آن را پیروی می کنند، کسانی که خدا هدایتشان کرده همین کسانند و صاحبان فرزاندگی و خرد نیز همین ها هستند ...

[زمر17 و 18]



واقعا این آیات خود بهترین و زیباترین و درست ترین سخن هاست
اری کتاب خدای ما چنین کتابی است

و پروردگار همگان نیز هموست



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط bikas
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ

پروردگار، در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى سپاس بگزارم و به كار شايسته اى كه آن را مى پسندى بپردازم و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شايسته ات داخل كن.






نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 توسط bikas
أفحسبتم أنّما خلقناكم عبثا و أنّكم إلينا لا ترجعون


آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده ايم، و به سوى ما باز نمى گرديد !!؟؟ *

فقط یک دقیقه به این آیه توجه کنیم... یک دقیقه!



نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 توسط bikas
الم
أَحَسِبَ النَّاسُ أن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ

الف، لام، میم. آیا مردم پنداشتند كه چون گفتند: ایمان آوردیم، رها مى شوند و دیگر مورد آزمایش قرار نمى گیرند؟!
در حالى كه بدون تردید كسانى را كه پیش از ایشان بودند آزمودیم تا خداوند كسانى را كه راست گفتند معلوم دارد و دروغگویان را (نیز) معلوم نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایمان، تنها با زبان و شعار نیست، بلكه همراه با آزمایش است.«أحسب... هم لایفتنون» (ادّعا كافى نیست، باید عملكرد را دید و قضاوت كرد.)
سعدیا گرچه سخندان و نصحیتگویى

زعمل كار برآید به سخندانى نیست



نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 توسط bikas

آيا پرندگاني را نگاه نكرده‌اند كه بالاي سر آنان (در پروازند و ) گاهي بالهاي خود را گسترده و گاهي جمع مي‌كنند؟ جز خداوند مهربان كسي آنها را (بر فراز آسمان) نگاه نمي‌دارد(زیرا خداست که با طراحی خود هنگام آفرینش این توانایی را به آنها داده است)، براستی که خدا به همه چیز بیناست.

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ


سبحان الله

یعنی: (پاک و مبراست خداوند از هر عیب, خطا و نسبت ناروایی همچون شرک و ...)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 توسط bikas

1-در انفاق : از كسى توقع پاداش و تشكر ندارد
(سوره ي انسان ايه 9)
 2-در عبادت : جز خدا كسى را بندگى نمى كند
(كهف ، 110.7. يونس ، 72.8. نور، 32.)
در تبليغ :به غير خدا از كسى مزد و پاداش ‍ نمى خواهد-3
( ان اجرى الاّ على الله)
4-در ازدواج : از فقر نمى هراسد و با توكل به وعده خدا ازدواج مى كند   
( ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله )
در برخورد با مردم : جز رضاى او همه چيز را كنار مى گذارد-5
(انعام ، 91.)
6-در جنگ و برخورد با دشمن :از كسى نمى هراسد
(احزاب ، 39.)
 در مهرورزى و محبت : هيچ كس را به اندازه خداوند دوست نمى دارد -7
(بقره ، 165.2. نور، 37.3. نساء، 139.)
 در تجارت وكسب وكار: از ياد خداوند غافل نمى شود -8
( لاتلهيهم تجارة ولابيع عن ذكرالله )
و اما
نشانه هاى مؤ من مشرك     

-1 عزت را از ديگران آرزو مى كند: ( ايبتغون عندهم العزة (

در عمل : شايسته را با ناشايست مى آميزد-2 
(توبه ، 102.5. مؤ منون ، 53.6. ماعون ، 67.) 
در برخورد باديگران :دچار تعصبات حزبى و گروهى مى شود -3
( كل حزب بمالديهم فرحون )
در عبادت : بى توجهى و رياكارى مى كند -4
( الذينهم عن صلاتهم ساهون . والذين هم يرائون )
در جنگ و نبرد: از مردم مى ترسد-5
(نساء، 77.8. تكاثر، 1.9. جمعه ، 11.)
 در تجارت و امور دنيوى : افزون طلبى او را سرگرم مى كند-6
( الهيكم التكاثر )
در انتخاب دين و دنيا: دنيا را مى گيرند و پيامبر را تنها مى گذارند-7
( واذا راءو تجارة او لهواً انفضوا اليها و تركوك )



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم اسفند 1391 توسط bikas
وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً

مساجد ویژه خدایند، پس [در آنجا] همراه با خدا هیچ کسی را مخوانید

فلا تدعوا : به دعا مگیرید- صدا مزنید


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم اسفند 1391 توسط bikas
"مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا "... سوره‌ي‌ اعراف، آيه‌ 137


" رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ"... سوره‌ي‌ صافات، آيه‌ 5

"رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ " ... سوره رحمن آیه 17

" وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ "... سوره بقره آیه 115

" فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ "... «سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها» سوره‌ي‌ معارج، آيه‌ 40.




>> گاهي مغرب يك نقطه، همزمان، مشرق نقطه ديگر است ( كه در دو طرف كره زمين واقع شده‌اند) و تعبير مشارق و مغارب اشاره به همين اختلاف افق‌هاي زمين است.


کلامی از امام صادق (ع) :

... (ما بايد افق خودمان را در نظر بگيريم) بر ماست كه نمازمان را هنگام غروب خورشيد به جا آوريم و هنگامي كه فجر (صادق) طلوع كرد نيز فريضه‌ي‌ صبح را بخوانيم و بر آنان (كه در مغرب ما زندگي مي‌كنند) است كه وقتي خورشيد از افقشان غروب كرد، نماز خويش نيز به جا آورند.
( البیان ، ابولقاسم خویی )

( این فرض جز با کروی بودن و حرکت زمین ممکن نیست ! )



صدق الله العلی العظیم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 توسط bikas
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

گفت : ای پروردگار من ، من به خود ستم کردم مرا بيامرز و خدايش بيامرزيد زيرا آمرزنده و مهربان است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1391 توسط bikas
سوره طه آیه ی 130:

فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ

«پس در برابر آنچه می‌گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی؛ باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی! »


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم دی 1391 توسط bikas
پروردگارا آنچه را كه به وسيله فرستادگانت به ما وعده داده اى به ما عطا كن و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان زيرا تو وعده ات را خلاف نمى كنى ...



نوشته شده در تاريخ شنبه نهم دی 1391 توسط bikas
علت پنهان ماندن زمان قیامت...

إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم دی 1391 توسط bikas
خواهران محترم بیشتر توجه کنند

ظلم چیست؟!...ظالم کیست؟!...
ظلم در لغت به معنای قرار دادن چیزی در غیر جای خود معنا شده است. راغب اصفهانی در مفردات خود می گوید:
«ظلم نزد اهل لغت و بسیاری از دانشمندان عبارت است از نهادن چیزی در غیر جای ویژه آن٬ یا کمتر و یا بیشتر٬ و یا آن را در وقت و مکان خود انجام ندادن.»

با این معنا ظلم به سه قسم تقسیم می شود:

۱- ظلم عقیدتی: یعنی رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در عقیده و باور٬ در نتیجه شرک که امری باطل و ممتنع است نوعی ظلم می باشد که فرمود:

«إنَّ الشِّرکَ لَظُلمٌ عَظیم»لقمان/۱۳

۲- ظلم فردی: یعنی رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در مورد حقوق خود. چنانچه حضرت آدم و حوا از خوردن شجره ممنوعه منع شده بودند و بعد از اقدام به این کار٬ به عذرخواهی پرداختند و عرض کردند:

«ربّنا إنّنا ظَلَمْنا أنفسَنا»اعراف/۲۳

به عبارتی٬ ظلم فردی به معنای عدم اجرای فرامین خدا می باشد.

۳- ظلم اجتماعی: یعنی رعایت نکردن جایگاه واقعی حقوق مردم و تخلف از قوانینی که موجب تأمین نیازهای واقعی جامعه است.

چنانچه در قرآن آمده:

«إنّ الّذین یأکُلون أموالَ الیتامی ظُلماً إنّما یأکُلونَ فی بُطونِهم ناراً»ابراهیم/۲۲۷

به درستی کسانی که اموال افراد یتیم را از روی ظلم می خورند٬ همانا در شکم آنان انباری از آتش فراهم می کنند.
رعایت نکردن حجاب٬ به منزله هر سه نوع ظلم می باشد٬ زیرا خداوند دستور به حجاب داده است و زمانی که شخص برخلاف دستور الهی رفتار کند٬ در حقیقت جایگاه واقعی حجاب را در عقیده و باورش رعایت نکرده است.

اما اصل مطلب:
بی حجابی ظلم فردی است٬ زیرا فرمود:

«لا یُبدین زینتهنَّ إلّا ما ظَهَر مِنها»نور/۳۱

یعنی زینت خود را آشکار نکنید مگر آن مقداری که خدا دستور داده است و شخصی که برخلاف آن رفتار نماید٬ در حقیقت پای خود را فراتر از محدوده خویش گذارده و در مسیری غیر از مسیر تعیین شده قدم برداشته است.

بی حجابی ظلم اجتماعی است٬ زیرا در قرآن فرمود:

«و لا یُبدین زینتهنَّ إلّا لِبعولتهنَّ أو...»

یعنی آشکار کردن زینت تنها برای دسته ای از افراد که جزء محرمان به شمار می روند جایز است نه برای آحاد افراد.

به این خاطر٬ زمانی که شخص از این دستور الهی تجاوز کند و با آرایش خود در منظر همه افراد جامعه به رفت و آمد بپردازد٬ نوعی تجاوز به حریم دیگران است...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا دم لحد - یا علی مدد


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم دی 1391 توسط bikas
" خداوند براى كسانى كه كافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند،
ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد:
«وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مىشوند! "
دقت کردید؟ میگه ارتباط با پیامبر سودی به حالشان نداشت ./
تازه برای عایشه و حفضه گناه اشتباهاتی که کردن ۲ برابر حساب میشه

(طبق آیه قرآن)

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ



نوشته شده در تاريخ جمعه یکم دی 1391 توسط bikas
و اذا الموده سئلت ـ در آن هنگام که از موئوده سوال می شود ؛ یعنی مودت ما!

بای ذنب قتلت ـ به کدامین گناه کشته شده است؟

فرمودند: منظور همان حق لازم ما بر مردم است و همان محبت واجب شده ی ما بر مخلوقات است ؛ آنان مودت و محبت مارا کشته و از بین بردند...

المجموع الرائق من ازهار الحدائق

401.2 ح 25


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 توسط bikas
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ

آيا مردم را به نيكوكاري فرمان مي‌دهيد و (وظیفه مشابه) خود (برای انجام آن) را فراموش مي‌كنيد
در حالي كه شما كتاب (خدا را) مي‌خوا
نيد (که بر اساس آن به عواقب بد این موضوع هشدار داده شده اید) آیا نمی اندیشید؟! (و به عواقب و زشتی این کار فکر نمی کنید؟)



توضیحات:

سوره صف- آیه 3 می فرماید:

كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ
اگر سخني را بگوئيد و خودتان برابر آن عمل نكنيد ، موجب كينه و خشم عظيم خدا مي‌گردد .


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 توسط bikas
ابتدا پرانتزها و توضیحات را در نظر نگیرید و تنها ترجمه آیه را بخوانید تا اطمینان حاصل کنید که شرح ها نمی خواهد ترجمه را عوض کند و بعد
یکبار دیگر ترجمه را همراه با شرح هایی که
در پرانتز قرار داده شده بخوانید تا نکات بیشتری را درباره آیه دریابید. این شرح ها بی ضابطه و بر اساس سلیقه شارح نیست، بلکه همان نکاتی که در کلام هست را با توضیح و دقت بیشتری باز می کند.
آیات 190 تا 193 سوره 2(البقره):

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ
وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

در راه خدا (نه در راه هوس، نه به خاطر انتقام و منافع دنیوی، بلکه در راه خدا یعنی با رعایت حدودی که برای شما قرار داده است)
کسانی که شما را می کشند و در کارزار با شما هستند را بکشید و با آنها کارزار کنید (فعل یقاتلونکم در زمان مضارع استمراری است؛ یعنی به جنگ و کارزار در حالت بالفعل آن اشاره می کند)
و شما تجاوز و تعدی نکنید (= آغاز گر جنگ نباشید)
چرا که خدا تجاوزکاران و متعدیان را دوست ندارد
و آنها را (ضمیر اشاره دارد به همان کسانی که در آیه قبل از آنها صحبت کرد یعنی همان کسانی که در حال جنگ با شما هستند، آنها را)
هر کجا یافتید بکشید و آنها را از همان جایی که شما را از آن بیرون کردند بیرون کنید (یعنی اگر دشمن شما را از شهر و دیارتان بیرون کرد حق دارید با آنها بجنگید و سرزمین و خانه و کاشانه خود را پس بگیرید!)
و فتنه (ی جنگ و آشوب) از قتل و جنگ بدتر است
و در نزدیکی مسجد الحرام (= خانه کعبه)
با آنها نجنگید (یعنی اگر به آن مسجد پناه بردند به حرمت آنجا جنگ را به داخل آن نبرید!)
تا اینکه آنها در آنجا (مسجد الحرام) به قتل و کارزار نسبت به شما اقدام کنند (یعنی داخل شدن آنها به مسجد الحرام برای پناه جویی نباشد و خودشان جنگ را در آنجا نیز ادامه دهند پس در این صورت مجبورید جنگ را با آنها حتی در مسجد الحرام ادامه دهید)
این سزای کافران است
پس اگر باز ایستادند (= جنگ را ادامه ندادند)
خدا آمرزنده و مهربان است (در نتیجه شما هم جنگ را با آنها ادامه ندهید چون شما قرار بود در راه خدا بجنگید و با وجود این صفات خداوند و اینکه آنها به جنگ ادامه نداده اند چنین کاری یعنی ادامه جنگ مجاز نیست)!


بخشی از آیه 90 سوره 4 (النساء):

... فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً
... بنابراين اگر از شما كناره‌گيري كردند و با شما نجنگيدند و ( بلكه ) پيشنهاد صلح كردند ، خداوند به شما اجازه نمي‌دهد كه متعرّض آنان شويد ( = موظّفيد صلح را بپذیرد) .


آیه 6 سوره 9 (التوبه)

وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ

( اي پيغمبر ! ) اگر يكي از مشركان ( و كافراني كه به شما دستور جنگ با آنان داده شده است ) از تو پناهندگي طلبيد ، او را پناه بده تا كلام خدا ( يعني آيات قرآن ) را بشنود ( و از دين آگاه شود و راجع بدان بينديشد . اگر آئين اسلام را پذيرفت ، از زمره شما است ، و اگر اسلام را نپذيرفت ) پس از آن او را به محلّ امن ( و مأوي و منزل قوم ) خودش برسان ( تا از خطرات راه برهد و بدون هيچ گونه اذيّت و آزاري به ميان اهل و عيال خويشتن رود ) . اين ( پناه دادن ) بدان خاطر است كه مشركان مردمان ناآگاه ( از حقيقت اسلام ) هستند ( و چه بسا در پرتو آشنائي با اسلام ، نور ايمان در دلهايشان روشن گردد ) .


آیه 10و11 سوره 9 (التوبه)
لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ
فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
آنان ( نه تنها درباره شما ، بلكه ) درباره هيچ فرد باايماني رعايت خويشاوندي و پيمان را نمي‌كنند و ايشان خود متجاوزند( که جنگ علیه شما را شروع کرده اند! پس چرا شما نباید حق دفاع داشته باشید! دارید و بجنگید و از خودتان دفاع کنید!)
اگر آنان ( از كفر ) توبه كردند و نماز را خواندند و زكات دادند ( علی رغم اینکه علیه اسلام جنگیده اند و به کشتار و تجاوز علیه شما دست زده اند) در اين صورت برادران ديني شما هستند ( و سزاوار همان چيزهائي بوده كه شما سزاواريد) . ما آيات خود را براي اهل دانش و معرفت بيان مي‌كنيم و شرح مي‌دهيم .
(بنابراین حتی اگر کسی در زمان کفر علیه اسلام جنگ کرده و به قتل مسلمانان دست زده باشد در صورت توبه و ایمان آوردن واقعی خونش بخشیده می شود!)


سوره 2 آیه 216

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ

(به دلیل تجاوز و جنگی که دشمن بر شما تحمیل کرده)
جنگ بر شما واجب گشته است ، و حال آن كه ( شما مسلمانان) از آن بيزاريد



و ...

توضحیات نهایی:

آگاه باشید که برخی از دروغگوترین دشمنان اسلام با حفظ و حذف قسمت هایی از هیمن آیات و معنی نکردن یا اشتباه معنی کردن آن، سعی می کنند با استفاده از آنها اسلام و قرآن را مدافع جنگ و خشنونت معرفی کنند و شما با دقت در پاره ای از آیات روشن و واضح در بالا با حقیقت در این باره و دروغ آنان آشنا شدید.
در حقیقت مسئله جنگ و جهاد در قرآن بعنوان یک دفاع مشروع و کاملا منطقی مطرح است که در مقابل تجاوز و تعدی دشمن آغاز و با دست کشیدن دشمن از جنگ به صلح می انجامد و البته علاقه به صلح و رحم و عطوفت نسبت به دشمنان اسلام به روشنی در قرآن وجود دارد و دادن پناهنگی به آنها و گذشت نسبت به کسانی از آنها که توبه می کنند و اجباری بودن پذیرش درخواست صلح آنان توسط مسلمانان از مصادیق این موضوع است.
که همه اینها دلیل بر این است که خداوند ما رحمان و آمرزنده است
و مسلمانان را نیز به همین راه رهنمود فرموده است

آیات دیگری نیز هست که به همین موارد قناعت کردیم.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 توسط bikas
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ

و با زنان خود بشایستگی و برابر عرف پسندیده رفتار کنید.


.
.
.
توضیحات:

بِالْمَعْرُوفِ : شایسته و خداپسند، به گونه متعارف ميان مردم . دادگرانه . زيبا، شایسته و بایسته، پسندیده، نیک، معهود شرافت و درستکاری و
برابر نيكوئي هایی كه خداوند بدان دستور داده است، از قبيل حسن معاشرت و زيان نرساندن و غيره . . .


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 توسط bikas
یکی از آیات ضد نژادپرستی قرآن کریم آیه زیر می باشد، توضیحات پس از آیه را نیز مطالعه بفرمایید.

اي مردمان ! ما شما را از مرد و زني (که پدر و مادر مشترک همه شماست) آفريده‌ايم ، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد. بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است. خداوند مسلّماً آگاه و باخبر ( از پندار و كردار و گفتار شما ، و از حال همه‌كس و همه چيز ) است .

يَا أَيُّ
هَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
تفسیر:

در آیه بالا سه موضوع برای رد اندیشه های نژادپرستانه وجود دارد؛

اوّلا: قرآن همه انسان ها و مردمان را فرزندان یک پدر و مادر مشترک معرفی می کند. بنابراین وقتی همه مردم از هر قوم و نژاد و تیره ای که باشند فرزندان یک پدر و مادر و اعضای یک خانواده دانسته می شوند بطور مسلم چنین بینشی در تقابل با نژادی پرستی و برتر انگاری های قومی و قبیله ای قرار می گیرد.

دوما: قرآن علت آفریده شدن انسان ها در تیره های گوناگون بوجود آمدن عاملی برای شناسایی یکدیگر دانسته است، نه دلیلی برای برتری در نژاد!

سوما: قرآن کریم تصریح می کند گرامی ترین افراد انسانی در نزد خداوند بر معیار میزان تقوا و پرهیزگاری آنها سنجیده می شود و نه بر اساس تفاوت های نژادی که در همین آیه درباره آن سخن گفت.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 توسط bikas
إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ

ما تو را که سزاوار هستی ، به رسالت فرستاديم ، تا مژده دهی و بيم دهی تو مسئول دوزخيان نيستی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 توسط bikas
گفتم: دلم گرفته
گفتی: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" (به فضل و رحمت خدا، آرى به این دو، که مایه سعادت آنان است شادمان باشند نه به ثروت و امکانات) (یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفتی: "ان الله یحب المتوکلین" (خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره) (آل عمران/159)


گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" (بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، دلشون آرامش پیدا میکنه وبه عبادت خدا و دین او دلخوش می کننداما اگه رنجی بهشون برسه از عبادت خدا رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن) (حج/11)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: "فانی قریب" (من که نزدیکم) (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: "و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال" (هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خشوع و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن) (اعراف/۲۰۵)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: "ألا تحبون ان یغفرالله لکم" (دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!) (نور/۲۲)

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: "و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه" (پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید) (هود/۹۰)

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: "الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده" (مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟!) (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: "الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب" ( (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه) (غافر/۲-۳)

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: "ان الله یغفر الذنوب جمیعا" (خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه) (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: "و من یغفر الذنوب الا الله" (به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟) (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: "ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین" (خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره) (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: "الیس الله بکاف عبده" (خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟) (زمر/۳۶)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 توسط bikas
برای پاسخ به این سئوال یک نمونه را بررسی کنیم:

و اگر [به فرض محال] خدا رزق و روزی را برای بندگانش [بی حساب و کتاب] بگشاید، قطعا در زمین طغیان خواهند کرد، ولی روزی را به هر اندازه
که می خواهد [و خواسته های خدا حکیمانه و از روی دانش و دانایی است!] مقدر می کند، چرا که او بسی آگاه و مطلع، و بینا [به احوالات] بندگانش است. [و خیر و شر آنان را بهتر در می یابد]

وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ

سوره: شوری
آیه: ﴿27﴾

علت توضیحات و شرح هایی که بر آیات قرآن نوشته می شود بسیار متنوع است. اینجا ما می خواهیم از برخی شرح ها دفاع کنیم که در حقیقت گفته های ضمنی خود آیات را روشن تر می کند! .... آری گاهی این توضیحات تنها قصد دارند ضعف های ترجمه را جبران کنند، و یا نکاتی را روشن کنند که بطور ضمنی در مفهوم خود آیه موجود بوده و چیزی افزون بر معنای آن نیست.
سخنان موجز و چکیده این خاصیت را دارند که با اندک کلمات بواسطه غنای ادبی که دارند و شیوه هایی که در خلاصه و کوتاه کردن سخن در آنها به کار رفته معنایی بسیار پر تر و غنی تری از ظاهر مختصر خود را بیان می کنند، و قرآن نمونه ای عالی از آن سخن هاست و از قابلیت های زبان عربی و برخی ابتکارات دیگر نیز برای این کار بخوبی استفاده کرده است.

علت شرح نخست (به فرض محال)

برای بیان "اگر" در عربی چندین کلمه وجود دارد. ولی واژه "لو" به همین معنای "اگر" که در آیه بالا به کار رفته است، بسیاری اوقات برای نشان دادن "فرض محال" است... در واقع ممکن نیست که خدا بی حساب و کتاب کاری انجام بدهد! و بلکه تمام کار خدا بر اساس حکمت وا دانش و برنامه خاصی است... اما آیه می خواهد با فرضی که مطرح می کند نکاتی را به ما بیاموزد ولی برای تأکید بر اینکه این اگر و شاید (یک فرض محال است) واژه (لو) را به کار برده در حالی که می توانست (ان) را که معنای اگر هم می دهد را به کار گیرد!
بنابراین مترجم برای اینکه فرق اگر که در اینجا واژه (لو) آنرا بیان کرده است و این اگر یک فرض محال است را با اگری که واژه های دیگر آن را بیان می کند و آنها محتمل هستند را روشن کند عبارت (به فرض محال) را در داخل پرانتز قرارداده که شرح بیشتر بر واژه "اگر " ماقبل آن باشد.


علت شرح دوم (بی حساب و کتاب)

در حقیقت این شرح به قرینه ی معنایی که در ادامه آیه افاده می شود، در مفهوم آیه موجود است... زیرا پس از اینکه فرمود: اگر رزق را بگشاید بندگان طغیان می کنند! ... در ادامه آمد: ولی به اندازه مقدر و سنجس مشخصی از آن را می فرستد! ... پس پی می بریم در اوّل آیه وقتی گفت "رزق را بگشاید" منظورش "گشایش روزی به صورتی است که در آن فرض تقدیر و سنجش گفته شده در ادامه آیه" در آن مد نظر گرفته نشده باشد! به تعبیری بی حساب و کتاب رزق گشوده شود! پس مترجمی که به لحاظ ادبی این مطلب را درک کرده برای ساده کردن کار کسانی که ممکن است سواد یا معلومات ادبی کافی برای درک این قرینه معنایی را نداشته باشند در داخل پرانتز این شرح را افزده که کار ایشان را ساده کند!


علت شرح سوم (و خواسته های خدا حکیمانه و از روی دانش و دانایی است)
متن آیه می فرماید: خدا روزی را به هر شکل که بخواهد مقدر می کند!
در ادامه هم می گوید: خدا خبیر و بصیر به بندگان است.

هزاران آیه در قرآن در حال توصیف خداست. و کسی که با خداشناسی قرآنی آشنا باشد می داند خداوند قرآن : حکیم و علیم و خبیر و بصیر و ..... است! هیچگونه عیب و نقص و اشتباه و کار بی حکمت را نم یتوان به او نسبت داد.
در چنین فضایی که حاکم بر خداشناسی قرآنی است. قرآن گاهی بطور مختصر می گوید: خدا هر کس را بخواهد می بخشد! هر کس را بخواهد نمی بخشد! روزی را بر هر کس بخواهد می گشاید و روزی را بر هر کس بخواهد تنگ می گرداند! و با تأکید بر (هر آنچه خدا بخواهد) قدرت و حاکمیت و اقتدار خدا را بتوصیف می کشد! در حالی که به هیچ وجه و باز به هیچ وجه نمی خواهد که صفات اثبات شده خدا را نقض کند و نقض هم نمی کند!
ولی ما انسان ها چون انسانیم و چون صفات انسانی داریم وقتی می گوییم: هر کاری بخواهم می کنم! هر کار دلم خواست می کنم! خیلی اوقات این حرف ما به این معناست که ممکن است بر خلاف منطق و مصلحت و سفارش و رأی پسندیده خود یا دیگران هم عمل کنیم! مترجم برای اینکه چنین قیاس اشتباهی از سوی خواننده ناآگاه به خداشناسی قرآنی رخ ندهد و او را از یک توهم خارج کند، در درون پرانتز یادآوری کرده که باید "خواست های خدا" را خواست هایی حکیمانه و از روی صلاح و مصلحت بداند. جالب است که اگر دقت کنید در همین آیه خداوند دارد حکمت بی حساب و کتاب نگشودن روزی را توضیح میدهد که باعث طغیان بندگان خواهد بود و در انتهای آیه هم خبیر و بصیر بودن خدا به بندگان را به یاد می آورد! و در حقیقت باز بطور ضمنی در حال شرح حکمت و مصلحت خواست های خداست!!!!

خداوند می فرماید قرآن را باید با اندیشه و تفکر خواند! و می فرماید آیات آن را برای اهل دانش و فهم و اندیشه بیان نموده ام! فکر می کنم با این توضیحاتی که دادیم نمونه ای از قابلیت های قرآن جهت تدبر و تحقیق در آن روشن شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 توسط bikas
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! براي شما حلال نيست كه زنان را (همچون كالائي به رسم عرب جاهلیت) به ارث ببريد، حال آن كه آنان (نیز خود) چنين كاري را نمي‌پسندند و وادار بدان مي‌گردند.

و آنان را تحت فشار قرار ندهيد تا بدين وس
يله برخي از آنچه را كه بديشان داده‌ايد (مثل نفقه و مهریه و ...) فراچنگ آريد، مگر اين كه آنان دچار گناه بزرگ آشكاري (فاحشه مبینه) شوند

و با زنان خود به طور شايسته و برابر عرف و رفتار پسندیده معاشرت كنيد

و اگر هم از آنان ( به جهاتي ) كراهت داشتيد (شتاب نكنيد و زود تصميم به جدائي نگيريد ) زيرا كه چه بسا از چيزي بدتان بيايد و خداوند در آن خير و خوبي فراواني قرار بدهد. (در حقیقت اشاره می کند که ارزش و بهای زن به ظاهر او تنها نیست،بلکه چه بسا زنی که از لحاظ جسم مورد کراهت شماست مرجع بسیار غنی و گرانقدر از ارزشهای دیگر باشد!)

[لطفا به اشتراک بگذاریم]

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهاً وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 توسط bikas
اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم ) پس از آنكه نشانه هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند.
صدق اللّه العلی العظیم

تفسیر: و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم ) پس از آنكه نشانه هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند.
تفسير :
در اين آيه مجددا بحث در پيرامون مساءله اتحاد و پرهيز از تفرقه و نفاق است ، اين آيه مسلمانان را از اينكه همانند اقوام پيشين ، همچون يهود و نصارى ، راه تفرقه و اختلاف را پيش گيرند و عذاب عظيم براى خود بخرند برحذر مى دارد، و در حقيقت آنها را به مطالعه تاريخ پيشينيان ، و سرنوشت دردناك آنها پس از اختلاف و تفرقه دعوت مى كند.
مى فرمايد: (و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند (آن هم ) پس از آنكه نشانه هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند) (و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم ).
اصرار و تاءكيد قرآن مجيد در اين آيات ، درباره اجتناب از تفرقه و نفاق ، اشاره به اين است كه اين حادثه در آينده در اجتماع آنها وقوع خواهد يافت زيرا هر كجا قرآن در ترساندن از چيزى زياد اصرار نموده اشاره به وقوع و پيدايش آن مى باشد.
پيامبر اسلام نيز اين پيش بينى را قبلا كرد و صريحا به مسلمانان خبر داد كه : (قوم يهود بعد از موسى 71 فرقه شدند و مسيحيان 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد).
ظاهرا عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح (عدد تكثيرى ) است نه (شمارشى ) يعنى در ميان يهود يك طايفه بر حق بودند و (طوائف زيادى ) بر باطل ، در ميان مسيحيان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق همچنان در يك طايفه بود، و در ميان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت .
و طبق آنچه قرآن مجيد اشاره كرده و پيغمبر اكرم نيز خبر داده بود مسلمانان بعد از وفات او از طريق مستقيم كه يك راه بيش نبود منحرف شدند در عقايد مذهبى و حتى در خود دين پراكنده گشتند و به تكفير يكديگر پرداختند، تا آنجا كه در ميان آنان گاه شمشير، و گاه سب و لعن حكومت مى كرد، كار بجائى كشيد كه بعضى از مسلمانان جان و مال همديگر را حلال مى دانستند و حتى بقدرى ميان مسلمانان عداوت و دشمنى ايجاد شده بود كه بعضى حاضر مى شدند به كفار بپيوندند و با برادران دينى خود جنگ كنند!
بدين ترتيب اتحاد و وحدت كه رمز موفقيت مسلمانان پيشين بود به نفاق و اختلاف مبدل گشت ، در نتيجه زندگى سعادتمندانه آنان به يك زندگى شقاوت بار تبديل شد، و عظمت ديرين خود را از دست دادند.
اما عذاب آخرت آن چنان كه خدا در قرآن بيان كرده است فوق العاده از اين عذاب هم شديدتر خواهد بود و در انتظار تفرقه اندازان و اختلاف گرايان است .
لذا در پايان آيه مى فرمايد (كسانى كه با بودن ادله روشن در دين چنان اختلاف كنند به عذاب عظيم و دردناكى گرفتار مى گردند). (اولئك لهم عذاب ).
بى شك نتيجه فورى اختلاف و نفاق ذلت و خوارى است و سر ذلت و
خوارى هر ملت را در اختلاف و نفاق آنان بايد جستجو كرد، جامه اى كه اساس قدرت و اركان همبستگى هاى آن با تيشه هاى تفرقه در هم كوبيده شود، سرزمين آنان براى هميشه جولانگاه بيگانگان و قلمرو حكومت استعمارگران خواهد بود، راستى چه عذاب بزرگى است !


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 توسط bikas
اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

و اما آنها كه چهره هايشان سفيد شده ، در رحمت خداوند خواهند بود، و جاودانه در آن مى مانند.سوره آل عمران
صدق اللّه العلی العظیم

تفسیر: و اما آنها كه چهره هايشان سفيد شده ، در رحمت خداوند خواهند بود، و جاودانه در آن مى مانند
تفسير
چهره هاى نورانى و تاريك
به دنبال هشدارى كه در آيات سابق درباره تفرقه و نفاق و بازگشت به آثار دوران كفر و جاهليت داده شد، در اين دو آيه به نتايج نهائى آنها اشاره مى شود كه چگونه كفر و تفرقه و نفاق و بازگشت به جاهليت ، موجب رو سياهى است و چگونه اسلام و ايمان و اتحاد و صميميت موجب رو سفيدى است .
نخست مى گويد: (در روز رستاخيز چهره هايى نورانى و چهره هايى تاريك و سياه خواهد بود). (يوم تبيض وجوه و تسود وجوه )
سپس مى فرمايد: به آنها كه چهره هاى سياه و تاريك دارند گفته مى شود: (چرا بعد از ايمان ، راه كفر را پيموديد و چرا بعد از اتحاد در پرتو اسلام ، راه نفاق و
جاهليت را پيش گرفتيد؟ پس اكنون بچشيد عذاب را در برابر آنچه كفر ورزيديد). (فاما الذين اسودت و جوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون .)
ولى در مقابل آنها مؤ منان متحد، غرق در درياى رحمت الهى خواهند بود و جاودانه در آن زندگى آرام بخش بسر مى برند.
بارها يادآور شده ايم كه حالت و كيفيات زندگى انسان و پاداش و كيفرهاى او در جهان ديگر تجسمى از اعمال و روحيات و افكار او در اين جهان است ، و به تعبير ديگر: هر كارى كه از انسان در اين جهان سر مى زند آثار وسيع و گسترده اى در روح انسان باقى مى گذارد كه در اين دنيا ممكن است به آسانى درك نشود، ولى در رستاخيز، پس از دگرگونيها و تكاملهايى كه در آن رخ مى دهد. با واقعيت حقيقى خود جلوه مى كند و چون در آنجا حاكميت و تجلى روح بيشتر است آثار آن حتى در جسم منعكس خواهد شد.
همانطور كه ايمان و اتحاد در اين جهان مايه رو سفيدى است ، و به عكس ، ملت پراكنده و بى ايمان مردمى رو سياهند، در جهان ديگر اين رو سياهى و رو سفيدى مجازى دنيا شكل (حقيقى ) به خود مى گيرد، و صاحبان آنها با چهره ه اى سفيد و درخشان ، و يا سياه و تاريك محشور مى گردند.
در آيات ديگر قرآن نيز به اين حقيقت اشاره شده از جمله درباره كسانى كه پشت سر هم مرتكب گناه مى شوند مى خوانيم : (كانما اغشيت وجوههم قطعا من الليل مظلما؛ گوئى صورت آنها را پاره ه اى تاريك شب پوشانيده است (سوره يونس آيه 27).
و درباره آنهائى كه بر خدا دروغ مى بندند مى فرمايد: (و يوم القيامة ترى الذين كذبوا على الله وجوههم مسودة ؛ در روز رستاخيز كسانى را كه بر خدا دروغ بستند مى بينى كه چهره هايشان سياه است ! (سوره زمر آيه 60) - و همه اينها بازتابى است
از اعمال آنها در دنيا.
سپس به نفطه مقابل اين گروه در آيه بعد اشاره كرده ، مى فرمايد: (اما آنها كه چهرهايشان سفيد و نورانى است در رحمت خداوند جاودانه مى مانند (و اما الذين ابيضت وجوههم ففى رحمة الله هم فيها خالدون ).
آرى ايمان مايه روسفيدى در دنيا و آخرت و سبب آرميدن در رحمت الهى در هر دو جهان است .


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391 توسط bikas
خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ

گذشت پيشه كن و به [كار] پسنديده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب!

توضیح:

(این توضیح یک برداشت شخصی و قابل نقد است)

وارد جنگ و جدل بی فایده شدن با افراد جاهل فایده ای ندارد، چون آنها نه تنها به سبب جهالت و نادانیشان سودی از این کار نمی برند، و مجادله و سخت گیری و درگیری با آنان باعث هدایتشان نمی شود، چه بسا چنین کاری کینه و دشمنی و ناسازگاری بیشتر آنان را نیز تحریک می نماید، و حتی بدون اینکه خودشان بفهمند به خاطر جهالتی که در آنان است، با جدل و سختگیری افراد به ظاهر خیرخواه و راهنما به ورطه گمراهی و ناسازگاری بیشتری می افتند.
زیرا آنان فهم درستی ندارند که سخنان درست و هدایت بخش را همانطور که هست بفهمند و چون آن را درست نمی فهمند، آن را غیر از یک حرف درست دریافت کرده اگر با سخت گیری و آزار هم مواجه شوند، تنها اثر حرفهای شما درباره آنان تحریکشان به مقابله به مثل با رفتاری ناشایست خواهد بود. پس به وضع بدتری از گذشته خود گرفتار می شوند!!!
سفارش خداوند به ما این است که در برابر افراد، بخصوص افراد جاهل با گذشت و صبوری رفتار کنیم، در عین حالی که وظیفه امر به معروف خود را انجام داده و از آن غفلت نمی ورزیم، امّا نباید پا را از این حد فراتر گذاشته و سختگیری کنیم و توقع زیادی از آنها داشته باشیم.

خداوند فرموده: لا یکلف الله نفسا الا وسعها (هیچ نفسی را جز به اندازه توانش تکلیف نکرده و نمی کند) آیه 286 بقره

پس باید وظیه خود را در خصوص امر به معروف به انجام برسانیم و دیگر کاری نداشته باشیم آنان می خواهند کار درست را انجام بدهند یا ندهند، بلکه بعد از امر به معروف و سفارش به کردار خوب نسبت به اعمال فشاری بیشتر پرهیز کرده، از نادانان روی برتافت و کاری به آنان نداشت.



نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم مهر 1391 توسط bikas
نویسنده: جمشید نظرپور- مدرّس مجتمع دینی بستک….
احتمالا همهی ما این جملات را شنیده باشیم:
مال چرک کف دست است… دنیا بی ارزش است او را برای اهلش بگذارید. هرکس قدرت و ثروت دارد، قیمتی ندارد… مومنین فقیر هفتا

د سال پیش از ثروتمندان داخل بهشت میشوند (حدیث ضعیف)… فقر فخر من است (حدیث موضوع)… این همه مال دنیا برای چه میخوای؟؟
در این مقاله سعی میشود بطلان این جملات آشکار شود.

در بخش اول راجع به نعمت امنیت از دیدگاه قرآن سخن گفتیم در این بخش به نعمت ثروت و مال از دیدگاه قرآن و سنت می پردازیم .

در مقاله قبلی به چهار آیه اشاره کردیم که نعمت امنیت و ثروت را در چهار موضوع مختلف با هم ذکر کرده . مجدداً آن چهار آیه را یاد آور می شویم

۱- عذاب با گرسنگی و عدم امنیت (خوف):

وَضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّـهِ فَأَذَاقَهَا اللَّـهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ [نحل: ۱۱۲]

و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند.

۲- دعا جهت امنیت و روزی و ثروت:

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ [بقره: ۱۲۶]

و چون ابراهیم گفت پروردگارا اینجا را شهرى امن بگردان و از اهلش هرکس را که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد از فرآورده‌ها روزى ببخش، فرمود و هرکس که کفرورزد، اندکى بهره‌مندش گردانم سپس دچار عذاب دوزخش سازم و چه بد سرانجامى است‌ (۱۲۶)

۳- عبادت به خاطر امنیت و روزی دادن:

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَـٰذَا الْبَیْتِ * الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ [قریش: ۳و۴]

پس باید صاحب این خانه را بپرستند (۳) همان که ایشان را پس از گرسنگى [آذوقه و] خوراک داد و پس از ترس [و نگرانی] ایمن داشت‌ (۴)

۴- آزمایش و ابتلا با ایجاد ترس و گرسنگی:

وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ [بقره: ۱۵۵]

و همواره شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و کمبود محصول مى‌آزماییم و صابران را نوید بده‌ (۱۵۵)

توضیح مختصری در مورد این چهار آیه

حضرت ابراهیم بعد از بنای خانه کعبه مهمترین دغدغه ای که دارد این دو نعمت است . امنیت و رزق و روزی لذا در بارگاه الهی دست به دعا برمیدارد و می فرماید:

رَبِّ اجْعَلْ هَـٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ ﴿البقرة: ١٢۶﴾

پروردگارا، این [سرزمین‌] را شهرى امن گردان، و مردمش را -هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد- از فرآورده‌ها روزى بخش.

ابن عاشور در ذیل تفسیر این آیه می فرماید : دعای ابراهیم از جوامع کلام پیامبری است چرا که وجود امنیت در شهرها و راه ها مقدمهی تمام لوازم یک زندگی سعادتمندانه میباشد و همچنین مقتضی عدالت و عزت و خوشی و راحتی می باشد زیرا امنیت بدون اینها حاصل نمی شود و همچنین امنیت مقدمهی آبادانی و ثروت و رو آوردن به هر نوع منفعتی است و اگر این سه تا مختل شود امنیت نیز مختل خواهد شد و اگر امنیت مختل شود آن سه هم مختل می شوند .

و حضرت ابراهیم با این دعایش میخواست که تمام امکانات برای اقامت در این شهر فراهم شود چرا مکه منبع اسلام است .

و همچنین در سوره قریش خداوند به قریش دستور عبادت می دهد فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ و به آنها متذکر می شود که به خاطر این دو نعمت مهم باید به عبادت خدا بپردازند.

همچنین یکی از آزمایشای خداوند به نسبت انسانهای مومن نقص در اموال و ثروت می باشد. و مطمئناً آزمایش و ابتلا هم در چیزهایی رخ می دهد که انسانها به شدت به آن نیاز دارند .

عذاب خداوند به بندگانش نیز در گرفتن همین دو نعمت رخ میدهد . فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ

حالا با بررسی بیشتر در آیات قرآن و احادیث به نعمت مال و ثروت می پردازیم.

خداوند در زمینه های مختلف انسانها را تشویق می کند تا با خرج کردن مالشان زمینه کسب ثواب و درجات مهم را به دست آورند که در زیر به بعضی از موارد اشاره می شود :

۱- جهاد

مهمترین ضرورت در اسلام حفظ دین است و همچنین در اصطلاح اصولیین اولین ضرورت حفظ دین می باشد و جهاد هم برای حفظ دین واجب شده است و مهمترین مسأله در جهاد تامین مال است. زیرا اگر منابع مالی نباشد مطمئنا جهاد صورت نخواهد گرفت و اگر بگیرد با ضعف همراه خواهد بود. البته مفهوم جهاد همه جا به معنای جنگ نیست. جهاد فرهنگی، جهاد سیاسی، جهاد اقتصادی و غیره که البته همه اینها با صرف مال است که به ثمر خواهد نشست.

به آیات و احادیث زیر دقت کنید:

لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّـهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَکُلًّا وَعَدَ اللَّـهُ الْحُسْنَىٰ وَفَضَّلَ اللَّـهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا ﴿النساء: ٩۵﴾

مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌کنند یکسان نمى‌باشند. خداوند، کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‌کنند به درجه‌اى بر خانه‌نشینان مزیت بخشیده، و همه را خدا وعده [پاداش‌] نیکو داده، و[لى‌] مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشى بزرگ، برترى بخشیده است.

می بینیم که در همین آیه دوبار جهاد با اموال بر جهاد نفس مقدم شده است . و این اشاره به این دارد که اگر چه جهاد با نفس در اولویت است ولی جهاد با مال هم در کنارش بسیار ارزش دارد.

عَنْ أَنَسٍ،أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: «جَاهِدُوا الْمُشْرِکِینَ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَ أَلْسِنَتِکُمْ»

در این حدیث هم به صراحت بیان می نمود که با مشرکین با مال و نفس و زبان خود جهاد کنید

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آوَواوَّنَصَرُوا أُولَـٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ … ﴿الأنفال: ٧٢﴾

کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‌اند و کسانى که [مهاجران را] پناه داده‌اند و یارى کرده‌اند، آنان یاران یکدیگرند…

الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّـهِ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿التوبة: ٢٠﴾

کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند.

انفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿التوبة: ۴١﴾

سبکبار و گرانبار، بسیج شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است.

لَـٰکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُولَـٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿التوبة: ٨٨﴾

ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‌اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‌اند. و اینانند که همه خوبیها براى آنان است، اینان همان رستگارانند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أُولَـٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿الحجرات: ١۵﴾

در حقیقت، مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شکّ نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ اینانند که راستکردارند.

عَنْ أَبی سَعِیدٍ الخُدْرِیِّ، قَالَ: جَاءَ أَعْرَابِیٌّ إِلَى النَّبیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّ النَّاسِ خَیْرٌ؟ قَالَ: “ رَجُلٌ جَاهَدَ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ.(صحیح بخاری)

اعرابی نزد رسول خدا آمد و گفت یا رسول الله چه مردمی از همه بهترند؟ پیامبر فرمودند : مردی که با جان و مالش جهاد کند .

در تمامی این آیات مجاهدت با اموال و نفس با هم ذکر شده است و این خود مهمترین دلیلی است بر اینکه اگر مال نباشد تا حدود زیادی جهاد را غیر ممکن می سازد . بر اساس همین مبنا رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : «مَنْ یَحْفِرْ بِئْرَ رُومَةَ فَلَهُا لجَنَّةُ». فَحَفَرَهَا عُثْمَانُ، وَ قَالَ: «مَنْ جَهَّزَ جَیْشَ العُسْرَةِ فَلَهُ الجَنَّةُ» فَجَهَّزَهُ عُثْمَانُ.

کسی چاه رومه را حفر کند بهشت برای اوست. و عثمان آن را حفر کرد و فرمودند کسی که لشکر تبوک را تجهیز کند بهشت برای اوست و عثمان آن را تجهیز کرد.

و در مورد دیگر رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : «مَنْ جَهَّزَ غَازِیًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَقَدْ غَزَا، وَ مَنْ خَلَفَ غَازِیًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِخَیْرٍ فَقَدْ غَزَا» هرکس که مجاهدی را در راه خدا، مجهز کند (ساز و برگ نظامی اش را فراهم سازد) همانا جهاد کرده است. و هر کس که خانواده مجاهدی را بنحو شایسته، سرپرستی نماید، او نیز جهاد کرده است».

چقدر پروژه های مهم دینی ، فرهنگی ، اجتماعی و تأمین دانشجویان و دانشمندان و عالمان امروزه در جهان توسط خیرین انجام می گیرد که باید به اینها گفت “فلکم الجنة” و چقدر پروژههای شروع شده ای که نیاز به تأمین مالی دارد.

اما در یک مقایسه بسیار جالب خداوند به دو گروه از انسانها فوق العاده توجه دارد . به این دو آیه توجه کنید .

ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوکًا لَّا یَقْدِرُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا ۖ هَلْ یَسْتَوُونَ ۚ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ *

وَضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَبْکَمُ لَا یَقْدِرُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُوَ کَلٌّ عَلَىٰ مَوْلَاهُ أَیْنَمَا یُوَجِّههُّ لَا یَأْتِ بِخَیْرٍ ۖ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ۙ وَهُوَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿النحل ۷۵-۷۶﴾

خدا مَثَلى مى‌زند: بنده‌اى است زرخرید که هیچ کارى از او برنمى‌آید. آیا [او] با کسى که به وى از جانب خود روزى نیکو داده‌ایم، و او از آن در نهان و آشکار انفاق مى‌کند یکسان است؟ سپاس خداى راست. [نه،] بلکه بیشترشان نمى‌دانند. (۷۵)

و خدا مَثَلى [دیگر] مى‌زند: دو مردند که یکى از آنها لال است و هیچ کارى از او برنمى‌آید و او سربار خداوندگارش مى‌باشد. هر جا که او را مى‌فرستد خیرى به همراه نمى‌آورد. آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى‌دهد و خود بر راه راست است یکسان است؟ (۷۶)

خداوند در این دو آیه توجه ما را به یک مثال مهم معطوف میدارد . یکی اینکه انسان یا باید با علمش به جامعه سود برساند و سودمند باشد و یا با ثروتش که به صورت نهان و آشکار در راه خدا انفاق کند .

به نظر شما گروه سوم چه کسانی هستند ؟! خودتان قضاوت کنید .

و همین موضوع در حدیثی صحیح بسیار جالب بیان شده است . به حدیث زیر توجه فرمائید :

عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ النَّبیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: ” لاَ حَسَدَ إِلَّا فِی اثْنَتَیْنِ: رَجُلٍ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا، فَسَلَّطَهُ عَلَى هَلَکَتِهِ فِی الحَقِّ، وَرَجُلٍ آتَاهُ اللَّهُ حِکْمَةً، فَهُوَ یَقْضِیبِهَا وَ یُعَلِّمُهَا “

ترجمه: از عبدالله بن مسعود – رضی الله عنه – روایت است که نبی اکرم – صلى الله علیه و سلم – فرمود: « غبطه جایز نیست مگر در دو مورد. یکی، شخصی که خداوند به او مال وثروت داده و به او همت بخشیده است تا آن را در راه خدا خرج کند. دوم، کسی که خداوند به او علم و معارف شرعی عنایت فرموده و او از علم خود، دیگران را بهره مند می سازد و با عدالت، قضاوت می کند».

۲- انفاق

دومین موردی که اهمیت مال و ثروت را بیان می کند مسأله انفاق فی سبیل الله و زکات است .به آیات زیر توجه نمائید.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ… (بقره- ۲۶۷)

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از چیزهاى پاکیزه‌اى که به دست آورده‌اید، و از آنچه براى شما از زمین برآورده‌ایم، انفاق کنید…

وَالَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً وَیَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولَـٰئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ﴿رعد-٢٢﴾

و کسانى که براى طلب خشنودى پروردگارشان شکیبایى کردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم، نهان و آشکارا انفاق کردند، و بدى را با نیکى مى‌زدایند، ایشان راست فرجامِ خوشِ سراى باقى

وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکَانَ بَینَ ذَلِکَ قَوَامًا (۶۷)

و آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده و بخل هم نورزند، بلکه احسان آنها در حد میانه و اعتدال باشد. (۶۷)

فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیرًا لِأَنْفُسِکُمْ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۱۶)

پس تا بتوانید خدا ترس و پرهیزکار باشید و (سخن حق) بشنوید و اطاعت کنید و از مال خود براى (ذخیره آخرت) خویش (به فقیران) انفاق کنید. و کسانى که از خوى لئامت و بخل نفس خود محفوظ مانند آنها به حقیقت رستگاران عالمند. (۱۶)

وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ (۴۳)

و نماز به پا دارید و زکات بدهید و با خداپرستان حق را پرستش کنید. (۴۳)

وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۱۱۰)

وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیمَةِ (۵)

و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالى که در دین او اخلاص مىورزند. و نماز گزارند و زکات دهند. این است دین درست و راست. (۵)

با توجه به همه این آیات و همچنین آیات زکات جای هیچ شک و تردیدی باقی نخواهد ماند که مال و ثروت از نعمتهای مهم خداوند است چرا که با توجه به فضیلت انفاق و زکات این فضائل شامل کسی جزء انسان ثروتمند نخواهد شد. پس تلاش برای پولدار شدن و کسب ثروت به نیت انفاق فی سبیل الله اگر نگوئیم واجب است حداقل کاری بسیار پسندیده و مورد رضایت خداوند است.

مَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ * الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ( بقره ۲۶۱-۲۶۲)

مثَل آنان که مال خود را در راه خدا انفاق مىکنند، مثَل دانهاى است که هفت خوشه برآورد و در هر خوشهاى صد دانه باشد. خدا پاداش هر که را که بخواهد، چند برابر مىکند. خدا گشایشدهنده و داناست. (۲۶۱)

مزد کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مىکنند و پس از انفاق منّتى نمىنهند و آزارى نمىرسانند با پروردگارشان است. نه بیمناک مىشوند و نه اندوهگین. (۲۶۲)

با این همه تشویق به انفاق فی سبیل الله، و با این همه اجر و ثواب آیا باز شک و تردیدی در فضیلت مال و ثروت می‌ماند؟! قطعاً خیر.

و متاسفانه تفاسیر غلطی که بعضی‌‌‌ها در طول تاریخ از احادیث پیامبر و یا آیات قرآن داشتند باعث شده است خیلی‌‌‌ها به مذمت مال و ثروت بپردازند و احادیث را به نفع این گونه برداشتهای غلط سوق دهند و مسأله قناعت را پیش کشند در حالی که قناعتی که شرع تشویق می‌کند قناعت در مصرف است نه قناعت در کسب. در کسب ثروت هیچ گونه قناعتی جایز نیست. و انسان مؤمن باید در پی کسب ثروت بیشتر باشد.

۳- تجارت

یکی دیگر از موضوعاتی که اهمیت مال و ثروت را می‌رساند توجه ویژه قرآن و پیامبر به مسأله تجارت است. به آیات و احادیث زیر دقت فرمائید.

فإذا قضیت الصلاة فانتشروا فی الأرض و ابتغوا من فضل الله و اذکرو الله کثیرا لعلکم تفلحون (۱)

پس آن گاه که نماز پایان یافت (بعد از ظهر جمعه باز در پى کسب و کار خود رفته و) روى زمین منتشر شوید و از فضل و کرم خدا (روزى) طلبید، و یاد خدا بسیار کنید تا مگر رستگار و سعادتمند گردید. (۱۰)

بعد از ادای نماز جمعه که مهمترین فریضه الهی است خداوند دستور می‌دهد که «فانتشروا فی الأرض» در زمین پخش شوید «وابتغوا من فضل الله» از فضل و کرم خدا (روزى) طلبید. اما ما مسلمانان کلاً روز جمعه را تعطیل اعلام کردیم.

و قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ: التَّاجِرُ الْأَمِینُ الصَّدُوقُ الْمُسْلِمُ مَعَ الشُّهَدَاءِ یوْمَ الْقِیامَةِ

تاجر راستگوی مسلمان روز قیامت همراه با شهداء محشور می‌شود.

یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَینَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا.

اى اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتى باشد که از روى رضا و رغبت کرده (و سودى برید)، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است. (۲۹)

به این آیه توجه نمائید که خداوند مال را به عنوان قوام زندگی معرفی می‌کند:

وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا.

و اموالى که خدا قوام زندگى شما را به آن مقرّر داشته به تصرّف سفیهان ندهید و از مالشان نفقه و لباس به آنها دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید. (۵)

و قیام یعنی: وسیله پایداری و مایه پابرجائی.

۴- تسخیر

ویکی دیگر از مواردی که بر اهمیت مال دلالت می دهد مساله تسخیر است.

تسخیر یعنی رام کردن ، مسلط ساختن

به آیات زیر دقت نمائید چه بسیار نعمتهایی هستند که در تسخیر انسانها هستند:

کشتیها در تسخیر انسان

وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْأ تَنْهَارَ (۳۲)

و کشتىها را مسخر شما کرد تا به امر او به روى آب دریا روان شود و نهرها را (به روى زمین) به اختیار شما جارى گردانید. (۳۲)

دریا در تسخیر انسان است

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (۱۴)

و هم او خدایى است که دریا را براى شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهاى آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتىها را در آن روان بینى که سینه آب را مىشکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزى طلبید، و باشد که شکر خدا به جاى آرید. (۱۴)

هر آنچه در زمین است در تسخیر انسان است

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِوَیُمْسِکُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿الحج: ۶۵﴾

آیا ندیده‌اى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید، و کشتیها در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگاه مى‌دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد، مگر به اذن خودش [باشد]. در حقیقت، خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.

آنچه در آسمانها و زمین در تسخیر انسان است

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّـهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُّنِیرٍ ﴿لقمان: ٢٠﴾

آیا ندانسته‌اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است، مسخّر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى‌[آنکه‌] دانش و رهنمود و کتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‌خیزند.

خورشید و ماه و شب و روز در تسخیر انسان

… وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهَارَ ﴿ابراهیم: ٣٢﴾

و کشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود، و رودها را براى شما مسخّر کرد.

معادن و منابع طبیعی ، ایجاد شده در ظاهر و باطن زمین قابلیت تبدیل شدن به ثروت و دارایی را دارند . منابعی مانند نفت و گاز و معادن فلزات مختلف و گرانبها ، و غیره که خداوند در زمین قرار داده است و زمین را نیز مسخر انسان قرار داده است و وقتی که خداوند چیزی را در تسخیر انسان قرار میدهد یعنی اینکه باید انسان تلاش بکند و آنها را استخراج کند و به ثروت تبدیل کند.

همهی اینها دلالت بر اهمیت مال و ثروت دلالت می دهد و این وظیفه اصلی مومنین است که در پی استخراج این همه نعمتهای الهی باشند و آنها را در اختیار بندگان قرار دهند.

و در آخر تاکید می کنیم هیچ بهانه ای برای فقیر ماندن وجود ندارد خداوند می فرماید :

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَیْهِالنُّشُورُ ﴿الملک: ١۵﴾

اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید، پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوى اوست.

باید از ذلولیت زمین استفاده کرده و از روزیهایی که در آن گنجانده شده، خورد.

مال مانند شمشیر است اگر در دست انسان مجرم قرار بگیرد با آن بی گناهان را می کشد و در زمین فساد به راه می اندازد و اگر در دست انسان مومن و مجاهد قرار بگیرد با آن از دین و نفس و اهل و وطن خویش دفاع می کند. خداوند هم می فرماید:

فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ * وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ * وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ * فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ * وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ [اللیل :۵-۱۱].

اما آنکه [حق خدا را] داد و پروا داشت، (۵) و [پاداش‌] نیکوتر را تصدیق کرد، (۶) بزودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت. (۷) و اما آنکه بخل ورزید و خود را بى‌نیاز دید، (۸) و [پاداش‌] نیکوتر را به دروغ گرفت،(۹) بزودى راه دشوارى به او خواهیم نمود. (۱۰) و چون هلاک شد، [دیگر] مال او به کارش نمى‌آید. (۱۱)

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم مهر 1391 توسط bikas
  پنجاه کلمه دارد و در هر کلمه 50 برکت است.رسول خدا فرمود: کسی که ایه الکرسی را در وقت خواب بخواند خداوند فرشته ای را بسوی او میفرستد تا اورا حفظ کند و از جمیع آفات و بلایات نگاه دارد تا صبح طلوع کند و نیز فرمود عظیم ترین ایه قران میباشد و هر کس این ایه رابخواند خداوند تا روز بعد همان ساعت کارهای بد اورا محو میکند و همچنین هر کس بعد از نماز واجب آیه الکرسی بخواند هنگامی که از دنیا رفت فوری به بهشت میرود . و قرایت او بالا میرود و 7 اسمان را پاره میکند و از ان میگذرد و آن دریده بهم متصل نشود تا آنکه خداوند به لطف و رحمتش در خواننده ایه نظر فرمایدو گناهانش بیامرزد و فرشته ای را برایش مامور گرداند.پیامبر میفرماید خواندنش بعد نماز باعث میشود حق تعالی خود خواننده را قبض روح کند نمازش را بپذیرد.خواندنش پس از وضو باعث میشود خداوند ثواب عبادت 40سال را به او عطا کند و چهل درجه در بهشت جایگاهش را بالا ببرد.خواندنش هنگام خروج از خانه باعث میشود 7000فرشته برای انسان دعا و استغفار کنند و خواندنش هنگام ورود به خانه تنگدستی و احتیاج را دور میکند. و مداومت در خواندن موجب دیدن منزلگاه انسان در بهشت قبل از مرگ میشود.امام محمد باقر فرمودند هر که در سجده بخواند هرگز داخل اتش دوزخ نمیشود .تهیدستی را دور میکند و انسان را توانگر میکند.امام صادق: در سفر سالم و ایمن میماند. تفسیر منهج الصادقین.

جامع الاخبار. مکارم الاخلاق . فضایل قرآن از ولی فاطمی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم مهر 1391 توسط bikas
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (حدید 23_همچنین ر.ج:آل عمران153)


اين بدان خاطر است كه شما [در مورد متاع دنیا] نه بر از دست دادن چيزي غم بخوريد كه از دستتان بدر رفته است ، و نه شادمان بشويد بر آنچه خدا به دستتان رسانده است. خداوند هيچ شخص متكبر فخرفروشي را دوست نمي‌دارد .



فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (فجر15و16)


اما انسان هنگامى كه پروردگارش وى را می آزمايد و عزيزش می دارد و نعمت فراوان به او میدهد، [به اشتباه چنین می پندارد و] میگويد: پروردگارم مرا گرامى داشته است! (15) و اما چون وى را می آزمايد و روزی اش را بر او تنگ می گرداند می گويد پروردگارم مرا خوار كرده است![باز هم اشتباه می کند هر دوی اینها آزمایش بود!] (16)



قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿58یونس﴾


بگو به فضل و رحمت خداست كه [مؤمنان] بايد شاد شوند و اين از هر چه [که خود در زندگی] گرد می آورند بهتر است


فضل: بخشش

رحمت: مهربانی و محبت



توضیحات(کمی طولانی ولی مفید)


بسیاری از آیات قرآن کریم سعی بر این دارد که ما را متوجه کند که: به خاطر داشتن یا نداشتن، به خاطر بدست آوردن و یا از دست دادن چیزی از چیزهایی که از متعلقات دنیا محسوب می شود، نه خوشحال و سرمست بشویم و نه غمگین و ناامید! در واقع قرآن یکجور خنثی بودن را نسبت به این امور برای ما توصیه می کند.

خداوند شرایط مختلفی را برای آزمایش ما پیش می آورد؛ برخی در خوشی و نعمت و گاهی در زیان و سختی هاست. روزگار خوشی و ناخوشی، پیروزی و شکست، روزهایی که ما با دریافت برخی نعمات و گاهی که با از دست دادن برخی از آنها آزمایش می شویم.[مثلابقره155]
البته آزمایش تنها علت مسئله نیست. خیلی اوقات رخدادهای دنیا نتیجه اعمال ما و یا اعمال دیگران به سود یا به ضرر ماست.[مثلا شوری30 ونجم39] که البته همه اینها حساب و کتاب دارد.

کسی که در دنیا نعمتی بدست می آورد این نعمت و خوشی دلیل حتمی این موضوع نیست که لاجرم خدا او را گرامی داشته و نسبت به او رضایت خاطر کامل دارد! و اگر چیزی از انسان سلب شود این بدان معنا نیست که نظر لطف خدا از او برگشته است. این ها همه حتی اگر نتیجه اعمال ما باشند یک جور آزمایش الهی هستند.[مسئله خود را به آزمایش انداختن در قرآن ناظر بر این مسئله است که گاهی ما خود سبب آزمایش خود می شویم!]


اگر ما نعمتی بدست آوریم این نعمت برای ما مسئولیت و آزمایش به همراه می آورد که چطور از آن استفاده می کنیم! و اگر چیزی را از دست بدهیم، باز مورد آزمایش هستیم که در غیاب آن چگونه عمل می کنیم!


اگر فضل و رحمت خدا نباشد ما هدایت نمی شویم، اعمالمان پذیرفته نمی شود، بسیاری از اعمالمان بواسطه گناهانمان تباه و بی سود می شود، در گردنه مشکلات و در میان انحرافات راه به کژی می بریم و نهایتا اگر فضل و رحمت خدا یاریگر ما نباشد ممکن است چه عملی انجام بدهیم که شایسته بهشت با آن توصیفاتی که از آن شده بشویم؟

پس می بینیم که براستی آنچه باید مایه شادمانی ما باشد اعمال ما نیست بلکه خود وجود پر فیض خداوند یگانه ایست که به او ایمان داریم و باید همیشه هم به او توکل کنیم.
او که سراسر فیض و رحمت و مهربانی است.
پس، علی رغم اینکه در دنیا موظف هستیم تلاش کنیم، در نهایت خوشحالی و امید همیشگی ما باید متوجه الطاف خود خداوند سبحان باشد، نه متعلقات دنیا. نه آنچه در دنیا بدست می آوریم و نه آنچه از دست می دهیم!

خدایا تو تنها شایسته عشق مایی و تو اهل فضل و مهربانی بر بندگانی. این دیده ها و دل هایی که به فضل و رحمت تو چشم دوخته اند محروم باز نمیگردانی! به خاطر کار و کردار کم ، ناقص و گناه آلوده مان ما را ببخش و بر ما آنطور که شایسته رحمت و کرم خود توست عمل کن. ترا دوست داریم ما را دوست بدار. به تو چشم دوخته ایم بر ما نظر انداز و ما را بیامرز و توبه و استغفار ما را بپذیرد.

به خاطر فضل و رحمت خود به ما در دنیا و آخرت نعمت وخوبی بده و رستگار و نجات یافته قرارمان ده. و این دعاها را درباره پدران و مادرانمان و همه زنان و مردان مومن اجابت بفرما.

آمین ای مهربانترین مهربانان

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 توسط bikas
لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ

دوزخيان با بهشتيان يكسان نيستند بهشتيانند كه كاميابانند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم شهریور 1391 توسط bikas
همین زندگی ای که یکسری آدمها میگن ازش سیر هستیم، آرزوی اونهاییه که از دنیا رفتند!!
وقتی مرگ میاد سراغ آدمها، میگن خدا یا ما رو برگردون تا کار خوب انجام بدهیم و به عجز و لابه میفتند، ولی هیچ فایده ای نداره :(

ضمن اینکه خدای متعال میفرماید

این فقط در حد حرف هستش و اگر بازگردند، باز هم همون غفلتها و عصیانهای گذشته رو دارند :(

حَتىّ إِذا جاءَ أحَدَهُمُ الموتُ قالَ رَبّ ارجِعُون *

آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مىدهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى گويد: "پروردگار من مرا بازگردانيد"

لعَلىّ أعمَلُ صالِحًا فِيما تَرَكتُ كلّا إنّهَا كلمةٌ هُو قَائلُها وَ من وَرائهم بَرزَخ إلى يَومِ يُبعَثُون
شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم» (ولى به او مى گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى گويد (و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است) و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند

خیلی ها دیشب خوابیدند و امروز از خواب بیدار نشدند!!

خدا مجدد به ما فرصت زندگی داده، چی کارها باید بکنیم قبل از مرگ!؟ و حسرتش رو میخوریم اگر انجام ندیم!؟
همونها رو انجام بدهیم :)

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم شهریور 1391 توسط bikas

اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ

(مريم ) گفت : پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است ؟! فرمود: خداوند، اينگونه هر چه را بخواهد مى آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى گويد: موجود باش ! آن نيز فورا موجود مى شود.
صدق اللّه العلی العظیم

تفسير:
چگونه بدون همسر فرزند مى آورم ؟!
باز در اين آيه داستان مريم (عليهاالسلام ) ادامه مى يابد، او هنگامى كه بشارت تولد عيسى (عليه السلام ) را شنيد، چنين گفت : پروردگارا! چگونه فرزندى براى من خواهد بود، در حالى كه هيچ انسانى با من تماس ‍ نگرفته و هرگز همسرى نداشته ام (قالت رب انى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر).
ميدانيم اين جهان ، جهان اسباب است ، و خداوند آفرينش را چنان قرار داده كه هر موجودى به دنبال يك سلسله عوامل و اسباب پا به دائره وجود مى گذارد، مثلا براى تولد يك فرزند، آ

ميزش جنسى و ازدواج و تركيب اسپرم و اوول لازم است ، بنابراين جاى تعجب نيست كه مريم با شنيدن اين بشارت كه بزودى صاحب فرزندى خواهد شد در شگفتى فرو رود.
ولى خداوند به اين شگفتى پايان داد و فرمود: اين گونه خدا هر چه را بخواهد مى آفريند (قال كذلك الله يخلق ما يشاء).
نظام عالم طبيعت مخلوق خدا است و محكوم فرمان او است و هر گاه بخواهد مى تواند اين نظام را دگرگون سازد و به وسيله اسباب و عوامل غير عادى
موجوداتى را بيافريند.
سپس براى تكميل اين سخن مى فرمايد: هنگامى كه چيزى را مقرر كند (و فرمان وجود آن را صادر نمايد) تنها به آن مى گويد: موجود باش ، آن نيز فورا موجود مى شود (اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون ).
بديهى است كه تعبير به (كن ) (باش ) در حقيقت بيان اراده قطعى خدا است ، و گر نه نيازى به سخنى نيست ، يعنى به مجرد اينكه اراده او بر چيزى تعلق گرفت و فرمان آفرينش صادر شد، فورا لباس هستى بر آن پوشانده مى شود.
قابل توجه اينكه : درباره آفرينش عيسى در اين آيه جمله (يخلق ) (مى آفريند) به كار رفته ، در حالى كه درباره آفرينش يحيى در چند آيه قبل ، تعبير به (يفعل ) (انجام مى دهد) شده است ، شايد اين تفاوت تعبير، اشاره به تفاوت خلقت اين دو پيامبر بوده باشد كه يكى از مجراى عادى و ديگرى از مجراى غير عادى به وجود آمده اند.
اين نكته قابل توجه است كه در آغاز اين آيات ، مريم با فرشتگان سخن مى گويد ولى در اينجا مى بينيم او با خداى خود سخن مى گويد و از او پاسخ مى شنود، گويا چنان مجذوب ذات پاك حق شد كه واسطه ها را از ميان برداشت و يكپارچه با مبدأ عالم هستى پيوند گرفت ، و بى هيچ واسطه اى آنچه مى خواست گفت و آنچه مى بايست شنيد - البته سخن گفتن غير پيامبران با خدا هر گاه به صورت وحى نبوت نباشد اشكال ندارد.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391 توسط bikas
آنانکه از [شدت] فروتنی در برابر پروردگارشان ترسانند
و کسانی که به آیات و نشانه های پروردگارشان باور می دارند
و کسانی که نسبت به پروردگارشان شرک نمی ورزند
و كسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مىدهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مىدانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت
اینگونه کسانی هستند که برای انجام نیکوکاری ها می شتابند و از هم سبقت می جویند.
و ما هیچ نفسی را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کنیم، و در نزد ما کتابی است که [درباره میزان توان و مسوولیت و میزان درستکار بودن و بدکار بودن افراد] به حق و راستی سخن می گوید و آنها [مردم] مورد ستمی قرار نخواهند گرفت.


إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ
وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ
أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ



نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام تیر 1391 توسط bikas
أَيَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

( روزه در ) چند روز معيّن و اندكي است ، و كساني از شما که بيمار يا مسافر باشند (اگر افطار كردند و روزه نگرفتند ، به اندازه آن روزها ) چند روز ديگري را [در وقت دیگر] روزه بگیرد ، و بر كساني كه توانائي انجام روزه گرفتن را ندارند، لازم است كفّاره بدهند ، و آن خوراك دادن به مسكيني است ( که به ازای هر روز روزه نگرفتن غذایی مثل متوسط خوراک خود و خانواده اش را به مسکینان می دهد) و هر كه كار خيری را [علاوه بر این کفّاره بطور اختیاری] پذيرا شود براي او بهتر است . و روزه‌داشتن براي شما خوب و مفید است اگر بدانيد.

بقره184


نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام تیر 1391 توسط bikas

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ

آيا نديده ای که هر چه در آسمانها و زمين است و نيز مرغانی که در، پروازند تسبيح گوی خدا هستند ? همه نماز و تسبيح او را می دانند و خدا به هرکاری که می کنند آگاه است



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 توسط bikas
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ

جنگ بر شما مقرر شد ، در حالی که آن را ناخوش داريد شايد چيزی را، ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزی را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانيد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 توسط bikas
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ( 7)وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (8)

پس هر کس به وزن ذره ای نيکی کرده باشد آن را می بيند/و هر کس به وزن ذره ای بدی کرده باشد آن را می بيند


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 توسط bikas

خداوند مي‌فرمايد:
وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله

و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامي كه تصميم گرفتي، بر خدا توكل كن

سوره آل عمران آيه 159


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 توسط bikas
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ

به مردان با ايمان بگو: ديده [از نامحرم] فرونهند و پاكدامنى خود را حفظ كنند، كه اين براى آنها پاكيزه تر است. همانا خدا به آنچه میكنند آگاه است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 توسط bikas
چون آیات او بر آنها خوانده شود بر ایمانشان افزوده می گردد،
و [کسانیند که همواره] بر خدا توکل می کنند

[همان] کسانی که نماز را برپا می دارند و [بهره ای] از آنچه روزی آنها شده، می بخشند.

اینان، همان ایمانداران راستیند، در نزد پروردگارشان درجات [ و مراتب، مختلفی] دارند،

و از برای ایشان آمرزش و روزی کریمانه ای [در دنیا و در بهشت وعده] است.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ

(سوره انفال-آیات کریمه2تا4)

توضیحات:
این پرسش مطرح می شود که چرا باید از خدا ترسید؟ و چرا مومن واقعی کسی است که دلش با یاد خدا هراسناک می گردد؟
دوستان گرامی اگر کسی از خدا بترسد و علت و نوع ترسیدن او این باشد که مثلا از ظلم توسط خدا برخودش بترسد، این عین گمراهی است! چون خدا کمترین ظلم و ستمی به کسی نمی کند.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً (نساء40) و...
خداوند کسی را که آمرزش می خواهد و در صدد اصلاح خودش است به آمرزش وعده داده و رحمت گسترده خود را از او دریغ نمی دارد. آنقدر آیات در این باره در قرآن هست که نیاز نیست این مطلب را اثبات کرد.
ترس انواع و خاستگاه های متنوعی در انسان دارد.
و بر طبق اعتقاد دانشمندان ترس فواید بسیاری برای انسان نیز دارد. زیرا ترس در وجود انسان و حیوانات عاملی است که آنان را از خطرها آگاه می کند و هیچ موجودی که از آسیب به خود نترسد نمی تواند خود را حفظ کند!
ما از آتش می ترسیم به آن نزدیک نمی شویم و از این رهگذر خود را از آسیب آتش محفوظ می کنیم.
همانطور که گفتیم ترس انواع و خاستگاه های متنوعی دارد.
ترس و اضطرابی که ما از دادن یک امتحان مهم داریم یا به خاطر ملاقات با یک شخص مهم یا از حضور در جمع و سخنرانی برای آنان، همه اینها علل و آثار متنوعی دارند. و ترسی که ما از غرق شدن داریم یا از یک حاکم بیدادگر اینها همه متفاوت است.
بنابراین باید ببینیم ترس از خداوند ناشی از چیست و چگونه ترسی است، در این راه ما سعی می کنیم مطلب را بر اساس خود قرآن پاسخ بگوییم:

در دو جای قرآن به تصریح آمده ترس ناشی از درک مقام پروردگار مد نظر است:

وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (رحمن-46)

برای هر کس که از مقام (جایگاه و شأن) پروردگارش می ترسد، دو باغ [بهشتی] خواهد بود!

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (نازعات40)

و اما هر کس از مقام (شأن و درجه و جایگاه) پروردگارش بترسد و [بنابراین] نفس خویش از هوا بازدارد ....


توجه دارید که مقام پروردگار اشاره به شأن و منزلتی است که در "صفات" او تجلی می کند. بیایید نگاهی به این صفات بیاندازیم:
در میان صفات خداوند برخی از ویژگی های خداوند شاید هیچ نوع ترسی را موجب نشود وقتی که سخن از رحمان و رحیم (دارای رحمت همه گیر و دائمی) اوست و وقتی سخن از آمرزنده و توبه پذیر بودن خدا هست و غیره!
ولی خداوند صفات دیگر نیز دارد که می تواند به خاطر ویژگی های ما ترسناک باشد.
خدا عادل است. عادل بودن خداوند از جهاتی خیلی ترسناک است چون انسان گناه و خطای بسیاری دارد.
خدا منتقم یعنی انتقام گیرنده ستمدیدگان از ستمگران است.
بنابراین این دو صفت و مانند آن نوعی ترس از حسابرسی عادلانه را ایجاد می کند و از جایی که ما خود را خطاکار و دارای گناه و بدی های بسیاری می دانیم در کنار امید به غفران پروردگار از اجرای عدل او نیز باید بترسیم و تعادلی در میان این خوف و رجا ایجاد کنیم و اگر به هر یک زیاده از حد بگراییم منحرف شده ایم.

مقام های خداوند یا همان صفات او انواع دیگری از ترس را نیز موجب می شوند، خداوند بر همه چیز سمیع و بصیر (بینا و شنوا) است. هیچ چیزی در نهان و آشکار از او پنهان نمی ماند. بر ما احاطه دارد و از رگ گردن به ما نزدیک تر است. سریع ترین و کوچکترین خطوط فکری ما را می خواند و اشراف کامل بر ما دارد. همه جاهست و از همه چیز آگاه است. نمی توان از دست او فرار کرد و یا خود را از او پوشیده داشت. عظمت غیرقابل توصیف او و جلال و شکوه و دیگر درجات و صفات کمال او را بدان بیفزایید. انسان کوچک و بی مقداری که بیشتر عمرش را در اشتباه و خطا و غفلت می گذراند، انسانی که از دیدار با فلان مقام بشری و از حضور در میان چند انسان دیگر و سخنرانی برای آنها استرس میگیرد، چطور ممکن است به خدا ایمان داشته باشد، آنگاه ترسی ناشی از تواضع و فروتنی، معرفت به عظمت او و جایگاه او نداشته باشد؟! باری هرگز چنین چیزی محقق نیست. آیه هم همین را می فرماید.

پس دوستان اگر ما چنین ترسی از خدا داشته باشیم، ثمره آن نیز مهم است و آن این است که ما در نهان و آشکار خود را از انجام بدی ها برکنار می کنیم، به خوبی ها می گراییم و رشد و تعالی می یابیم.
و این موجب هدایت ما می شود.

و اگر از خدا چنین ترسی نداشته باشیم، و یا نوع ترس ما و مبنای آن غلط باشد، گمراه شده ایم. ومثال زدیم که اگر مثلا کسی اینطور از خدا بترسد که فکر کند ممکن است از خدا به او ظلم و ستمی برسد این فرد گمراه و توبه بر او واجب است.

بحث طولانی تر و مفصل تر از اینهاست ولی امیدارم همین چند نکته پاسخگوی برخی مسائل در این زمینه بوده و مقدمه ای برای مطالعه و تدبر بیشتر دوستان باشید


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم تیر 1391 توسط bikas

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، برای خدا ، حق گفتن را بر پای خيزيد و به عدل گواهی دهيد دشمنی با گروهی ديگر وادارتان نکند که عدالت نورزيد عدالت ورزيد که به تقوی نزديک تر است و از خدا بترسيد که او به هر کاری که می کنيد آگاه است


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم تیر 1391 توسط bikas
إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لُّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

اگر آشکارا صدقه دهيد کاری نيکوست و اگر در نهان به بينوايان صدقه دهيدنيکوتر است و گناهان شما را می زدايد و خدا به کارهايی که می کنيد آگاه است

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم تیر 1391 توسط bikas
فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ

آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاهه مطمئن هستی بر من تکیه کن


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 توسط bikas

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

پس کدام يک از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنيد ؟


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم تیر 1391 توسط bikas
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، اگر فاسقی برايتان خبری آورد تحقيق کنيد، مباد از روی نادانی به مردمی آسيب برسانيد ، آنگاه از کاری که کرده ايد پشيمان شويد


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم تیر 1391 توسط bikas
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم